خرید بک لینک
دوباره بلند شدم همه جارو دنبال مسکن زیرو کردم. اما نبود. کاش بود. سخته تحملش. یه داروخونه ی شبانه روزی سر خیابونمون هست اما چطوری خودم تنها این موقع شب برم. باید تا صبح تحمل کنم. کاش صدای این باد لعنت

برچسب: نویسنده: نرگس کمالی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 13:48

امشب شب آرزوهاست. من آرزو کردم خانوادم سالم و سلامت باشن. و خودم ازدواج کنم و از این تنهایی در بیام. این اولین باره که عمیقا برای ازدواج دعا کردم. امشی فیلم ترافیکو دیدم. نسبت به فیلمای دیگه ای که اخی

برچسب: نویسنده: نرگس کمالی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 13:48

یه موقع هایی هم هست که بعضی حرفا تو کت آدم نمیره. بخصوص حرف اون آدمایی که برا دیگران خوب راهنمایی و مشاوره میدن اما موقع خودشون که برسه تو رفتار خودشون برعکس حرفاشون عمل میکنن. و همیشه هم که به نظر خو

برچسب: نویسنده: نرگس کمالی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 13:48

ساجده دوستش از یزد اومده اصفهان و داره مهمون داری میکنه. منم که تکلیف کارم مشخصه فعلا. فردا به احتمال 70 درصد خودم میرم اصفهان. با این اوضاع کرونا تو اتوبوس نشستن سخته ولی چاره ای نیست. ناهار دوباره سالاد ماکارانی درست کردم. دوباره قفل کردم رو سالاد ماکارانی. حالا انقدر میخورم تا دوباره دلزده شم. فکرم خیلی مشغوله. همش یاد گذشته ها میفتم. گاهی فکر میکنم مسیرو اشتباه طی کردم. شاید اگه زرنگ تر بودم الان جایگاه بهتری داشتم.

برچسب: نویسنده: نرگس کمالی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 13:48

نازلي! بهار خنده زد و ارغوان شكفتدر خانه، زير پنجره گل داد ياس پيردست از گمان بدار!با مرگ نحس پنجه ميفكن!بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار...نازلي سخن نگفت،سر افرازدندان خشم بر جگر خسته بست رفتنازلي !

برچسب: نویسنده: نرگس کمالی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 13:48

ساجده قولاش قول نیست. اولش بخاطر ر شقایق که از یزد اومده بود زد زیر قولش و نیومد. حالام که میگه فردا دیرتر میام. خب از اونطرف دیرتر میرسیم. با این اوضاع کرونا. نمیدونم چی باید بگم. فقط میدونم خیلی کلافه و عصبانی ام.

برچسب: نویسنده: نرگس کمالی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 13:48

سلام اصفهان. سلام مامان مهربون. وقتی نازلی دیگه تنها نیست...

برچسب: نویسنده: نرگس کمالی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 13:48

کرونا حسابی برنامه هامو به هم ریخت. لعنتی. الان فقط میتونم فیلم ببینم. حیف

برچسب: نویسنده: نرگس کمالی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 13:48

خیلی دلم گرفته. کی اوضاع کرونا تموم میشه. دلم میخواد دوباره همه شاد باشن. اما بیشتر از اون از یه چیزای دیگه دلم گرفته. اینکه میبینم مامانم دیگه داره پیر میشه میترسم. دلم میخواد برمیگشتم به بچگی هام. همون موقع هایی که پاختری ها گوشه ی ایوون خونمون لونه داشتن. چقدر دوسشون داشتم. چقدر قشنگ بود عالم بچگی

برچسب: نویسنده: نرگس کمالی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 13:48

صفحه بندی